واعظ قزوینی

شعر 9 | بلبل گلشن سخن «سالک »

بلبل گلشن سخن «سالک »

کرد از این دار چون قفس رحلت

از سخن نام خود بکلک زبان

کرد بر صفحه جهان مثبت

گرچه او را نبود فرزندی

معنیی چند بست ازو صورت

گل بیخار بود، از آن خلقی

میفرستند هر دمش رحمت

گفت تاریخ فوت او واعظ

«شده او سالک ره جنت »

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.