امیر پازواری

شعر 129 | به بازی نردْ دوست دلْ بیته آیین

به بازی نردْ دوست دلْ بیته آیین

به فکر گشاد بَنیشتمهْ یکتایی پائین

بَیْتِمِهْ گِشادُ و نَقشْ نمُو اِساوینْ

دَکْتمهْ به ششدَرْ، ونگْ بیامُو واچین

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.