امیر پازواری

شعر 133 | یگرنگِه دوستِ مهرورزی گریه می‌بو

یگرنگِه دوستِ مهرورزی گریه می‌بو

یارکه د زبونه بهل که ایی بو

امیر گنه: مه جان اون کس فدی بو

ونه «نا» به نابوئه، «آری» آری بو

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.