واعظ قزوینی

شعر 114 | گندم ز بیقراری ما از برای نان

گندم ز بیقراری ما از برای نان

خندید آنقدر که شکم بر زمین نهاد!

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.