وحدت کرمانشاهی

غزل 12 | از یک خروش یا رب شب زنده‌دارها

از یک خروش یا رب شب زنده‌دارها

حاجت روا شدند هزاران هزارها

یک آه سرد سوخته جانی سحر زند

در خرمن وجود جهانی شرارها

آری دعای نیمه‌شب دلشکستگان

باشد کلید قفل مهمات کارها

مینای می ز بند غمت می‌دهد نجات

هان ای حکیم گفتمت این نکته بارها

آب و هوای میکده از بس که سالم است

بنشسته پای هر خم آن میگسارها

طاق و رواق میکده هرگز تهی مباد

از های و هوی عربده باده‌خوارها

پیغام دوست می‌رسدم هر زمان به گوش

از نغمه‌های زیر و بم چنگ و تارها

ساقی به یک کرشمه مستانه در ازل

بربود عقل و دین و دل هوشیارها

وحدت به تیر غمزه و شمشیر ناز شد

بی جرم کشته بر سر کوی نگارها

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.