وحدت کرمانشاهی

غزل 38 | آنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش

آنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش

زود باشد که پشیمان شود از کرده خویش

بشنو این نکته که در مذهب رندان کفر است

رندی و عاشقی و آگهی از مذهب و کیش

جلوه‌گاه نظر شاهد غیبند همه

کعبه زاهد و کوی صنم و دیر کشیش

به نگاهی که کند دیده دل از دست مده

سفر وادی عشق است و خطرها در پیش

دل شد از هجر تو بیمار و نگفتم به طبیب

زانکه بیمار ره عشق ندارد تشویش

از کم و بیش ره عشق میندیش که نیست

عاشقان را به دل اندیشه ره از کم و بیش

ای دل این پند حکیمانه شنو از وحدت

خاطری ریش مکن تا نشوی زار و پریش

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.