امیر پازواری

شعر 197 | بالْ ره تُو نده، طاقتِ تُو ندارمه

بالْ ره تُو نده، طاقتِ تُو ندارمه

من طاقتِ ته چشِ سیُیو ندارمه

تو زلف ره گلُو شورْنی، من اُو ندارمه

عاشقی ره زَرْ ونهْ، من کُو ندارمه

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.