امیر پازواری

شعر 231 | تعریفْ کمّه چَنْ چیزره چنون خجیره

تعریفْ کمّه چَنْ چیزره چنون خجیره

بادْمِ چش و چاچی کَمُونْ خجیره

اُویِ زمزم، چاهِ زنخدون خجیره

یارْ داره کسی، بو قدردونْ خجیره

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.