وحیدالزمان قزوینی

شعر 28 | سرّاج کزو بود خروشم

سرّاج کزو بود خروشم

باشد به کفش عنان هوشم

از دیدن آن نگار شیرین

چون مورچه پر برآورد زین

آن آیه ی صنع لایزالی

صد زین، به نگاه کرده خالی

او راست ز بسکه ناز و تمکین

هرگز نرود به خانه ی زین

مشکل که به خانه ی من آید

وین عقده ی من ز دل گشاید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.