وطواط

قطعه 43 | هرگز آن راحتم نخواهد شد

هرگز آن راحتم نخواهد شد

کان نگار از خمار مینالید

خفته در روی و چاکری مشفق

پشت او را بناز می مالید

کیر اندر میان شلوارم

پیرهن پیرهن همی پالید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.