وطواط

رباعی 3 | چون فندق مهر تو دهانم بربست

چون فندق مهر تو دهانم بربست

بار غم تو چو گوژ پشتم بشکست

هر تیر ، که از چشم چو بادام تو جست

در خسته دلم چو مغز در پسته نشست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.