هلالی جغتایی

غزل 386 | بر من، ای شوخ، ستم‌ها کردی

بر من، ای شوخ، ستم‌ها کردی

بارک الله! که: کرم‌ها کردی

کاشکی! حال من از من پرسی

تا بگویم: چه ستم‌ها کردی

من به راهت قدم از سر کردم

تو سرم خاک قدم‌ها کردی

ساقیا، وقت تو خوش باد مدام!

که به می چاره غم‌ها کردی

گرچه کشتی چو هلالی ما را

فارغ از جمله الم‌ها کردی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.