هلالی جغتایی

غزل 388 | ای شهسوار حسن، بمیدان خوش آمدی

ای شهسوار حسن، بمیدان خوش آمدی

از جلوه های ناز خرامان خوش آمدی

خواهم چو مور بوسه زنم پای توسنت

گویم که: ای سفیر سلیمان، خوش آمدی

ای من غلام سرو قد خوش خرام تو

کامروز همچو سرو خرامان خوش آمدی

یک بار اگر بخاک هلالی قدم نهی

گوید هزار بار که: ای جان خوش آمدی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.