هلالی جغتایی

غزل 406 | ای گلستان جمالت در کمال خرمی

ای گلستان جمالت در کمال خرمی

عالم از ناز تو پر شد، نازنین عالمی

خرمن آدم چو بهر دانه ای بر باد شد

چون کند با دانه خال تو مسکین آدمی؟

مرده صد ساله را در یک نفس جان میدهی

با تو کی باشد مسیحا را مجال همدمی؟

سینه را گفتم که: بی غم شو، دل غمناک گفت:

با غمش جایی که من باشم چه جای بی غمی؟

گر هلالی از درت محروم شد تدبیر چیست؟

در حریم آن حرم کس را نباشد محرمی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.