همام تبریزی

غزل 166 | تا عقل کل حیران شود برقع ز رخ یک سو فکن

تا عقل کل حیران شود برقع ز رخ یک سو فکن

تا روح سرگردان شود تابی در آن گیسو فکن

آورد بر شاه ختن زنگی زلفت تاختن

زان غمزه لشکرشکن تیری بدان هندو فکن

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.