همام تبریزی

غزل 207 | ای نور دیده و دل از دیده‌ها نهانی

ای نور دیده و دل از دیده‌ها نهانی

با ما نه در میانی کاندر میان جانی

عشقت بسوخت خرمن آبی بر آتشم زن

کز تشنگی بمردم ای آب زندگانی

چون آب زندگانی جان‌بخشی از تو دارد

ز انصاف دور باشد گر گویمت که آنی

انوار هردو عالم عکسی‌ست از جمالت

هم بافتی نشانی با آن که بی‌نشانی

بستی حجاب اگر نه ز اشراق رویت افتد

پروانه‌وار آتش در شمع آسمانی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.