همام تبریزی

غزل 220 | گلستانی و ما مستان بویی

گلستانی و ما مستان بویی

چه باشد گر بیابم آرزویی

چو از روی تو محروم است چشمم

سحرگه با صبا بفرست بویی

میان ما چو پیوندی‌ست جانی

فراغت دارم از هر ماه‌رویی

مراد خضر چون آب حیات است

به چشمش در نیاید آب جویی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.