امیر پازواری

شعر 134 | ویهار و ویهار و همه جا ویهاره

ویهار و ویهار و همه جا ویهاره

آقای جمعه یتّا، مزیّر چهاره

آقا گنه: این آیش تنه زوارهز

مزیّر گنه: آقا! مه سرچنّه خرواره

پئیز آقا گیر نه انجیلی لیفاره

مزیّر ورکسی پرّنه بینج کوپاره

شونه مرزِ سرْ، ونگْ کنّه شه خِداره

تیل بخرده لینگِ هسّکا دیاره

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.