امیر شاهی

غزل 157 | ای گل نو به سفر رفته و سالی مانده

ای گل نو به سفر رفته و سالی مانده

ما ز اندوه میان تو خیالی مانده

دل مهجور من از مویه چو مویی گشته

تن رنجور من از ناله چو نالی مانده

به تمنای دهان تو همه عمر گذشت

وز تو ماراست همین فکر محالی مانده

لعلت از گوهر کانیست نشانی داده

رویت از نسخه مانیست مثالی مانده

رانده شاهی ز غمت اشک چو پروین هر دم

هر کجا از سم اسب تو هلالی مانده

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.