امیرخسرو دهلوی

غزل 522 | رویی که تو داری گل سیراب ندارد

رویی که تو داری گل سیراب ندارد

شیرینی لعلت شکر ناب ندارد

قدی که تو داری نبود سرو روان را

چون زلف تو چین سنبل پر تاب ندارد

در خواب توان دید خیال رخ خوبت

اما چه کنم، دیده من خواب ندارد

زان لحظه که زاهد خم ابروی ترا دید

پروای نماز و سر محراب ندارد

خسرو به خیال خطّ و لعل تو شب و روز

جز فکرِ لبِ کِشت و می ناب ندارد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.