امیرخسرو دهلوی

غزل 806 | من نشنیدم که خط بر آب نویسند

من نشنیدم که خط بر آب نویسند

آیت خوبی بر آفتاب نویسند

هجر کشیدیم تا به وصل رسیدیم

نامه رحمت پس از عذاب نویسند

صبر طلب می کنند از دل شیدا

همچو براتی که بر خراب نویسند

شرح رخ خوب و زلف غالیه گونت

بر ورق زر به مشک ناب نویسند

قصه خونریز این دو دیده خسرو

کاش بر آن چشم نیم خواب نویسند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.