امیرخسرو دهلوی

غزل 971 | لاله پیش رخت کله بنهد

لاله پیش رخت کله بنهد

مشک تر زان خط سیه بنهد

غنچه در نوبت جوانی تو

سر نبیند، اگر کله بنهد

چشم نرگس که خویشتن بین است

دیده پیشت به خاک ره نهد

جزیه روی چون گلت هر سال

بوستان بر بهار گه بنهد

شب که آبستن است از خورشید

پیش صبح رخ تو زه بنهد

تو مرا کشتی و به گردن او

خون من کو ترا گنه بنهد

بوسه ها دزدد از لبت خسرو

وز برای رکاب شه بنهد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.