غزل 1263 | نبض دل شوریده رنجور گرفتیم
نبض دل شوریده رنجور گرفتیم
و ایمن ز هوا و هوسش دور گرفتیم
زین خانه ویرانه چو شد سرد دل ما
ما راه در آن خانه معمور گرفتیم
گر راه دراز است، چه اندیشه که پنهان
ره توشه از آن منظر منظور گرفتیم
در صورت حور ار نفسی نیست ز حسنش
تا دیده ز دیدار چنان حور گرفتیم
ما مرده دلان را ز کف غم برهانیم
چون روح نفس در نفس صور گرفتیم
در حضرت سلطان معانی به حقیقت
بردیم مثال خود و منشور گرفتیم
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.