امیرخسرو دهلوی

غزل 1387 | روی تو ماه سما می گوییم

روی تو ماه سما می گوییم

موی تو مشک ختا می گوییم

پیش آن قامت چون نیشکرت

سرو را ز هر گیا می گوییم

مرا ترا یک نظر از ما نرسد

گر چه انگشت نما می گوییم

دیده را خاک درت می دانیم

تا ندانی که ریا می گوییم

شکر آن است که اندر لب تست

سخن این است که ما می گوییم

قصه خود ز لبت می جوییم

غصه خویش ترا می گوییم

کعبتین است دو چشمت کو را

مهره بازی به دغا می گوییم

طاق محراب دو ابروت ز دور

ما ببینیم و دعا می گوییم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.