امیرخسرو دهلوی

غزل 1600 | آخر نگاهی بر حال ما کن

آخر نگاهی بر حال ما کن

درد دلم را روزی دوا کن

از دست هجران من در بلایم

یارب، به فضلت آن را دوا کن

گفتی «به وصلت روزی نوازم »

وقت است، جانا، وعده وفا کن

من در فراقت شوریده حالم

باز آی و رحمی بر حال ما کن

صد ره نویدم دادی به وصلت

امید ما را باری وفا کن

از خوبرویان زشتی نیاید

این زشت رویی آخر رها کن

زین بیش ما را از خود میازار

اندیشه آخر روز جزا کن

در عشق، خسرو، دل را چه قیمت؟

جان و روان را پیشش فنا کن

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.