امیرخسرو دهلوی

غزل 1932 | ای فتنه ز چشم تو نشانی

ای فتنه ز چشم تو نشانی

بالای تو آفت جهانی

مویی ست به زلف تو که صد بار

بر باد بداد خان و مانی

من با تو به جز نظر ندارم

حاشا که به بد بری گمانی

بوسی هوسم کند، ولیکن

خشنود نمی شوی به جانی

گر لب نبود، کم از حدیثی

ور دل ندهی، کم از زبانی

گر می کشدم رقیب بدخوی

بگذار سگی و استخوانی

ای زلف درو مپیچ زنهار

کآزرده شود چنان میانی

دل گم کرده ست خسرو، آن کیست

کز گمشدگان دهد نشانی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.