انوری

غزل 277 | گر ترا روزی ز ما یاد آمدی

گر ترا روزی ز ما یاد آمدی

دل کجا از غم به فریاد آمدی

خرمن اندوه کی ماندی به جای

گر ز سوی وصل تو باد آمدی

کاشکی بر دست کار چاپکی

بخت ما با چشمت استاد آمدی

نام بیداد از جهان برخاستی

گر ز زلفت گه گهی داد آمدی

ور به جانی وصل تو ممکن شدی

عاشقت پیوسته دلشاد آمدی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.