اوحدالدین کرمانی

شعر 59 | از عشق تو هر لحظه فغان در بندم

از عشق تو هر لحظه فغان در بندم

بیم است که شوری به جهان در بندم

یا رب تو مرا به لطف توفیقی ده

تا باز کنم چشم و زبان در بندم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.