اوحدالدین کرمانی

شعر 128 | بگذر زمکان و کون عالم به طلسم

بگذر زمکان و کون عالم به طلسم

وز هستی لامکان تصوّر کن قسم

چون می شاید گذشتن از جوهر و جسم

قانع مشو از معرفت ذات به اسم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.