اوحدالدین کرمانی

شعر 185 | تا با خودم از هر دو جهان بیرونم

تا با خودم از هر دو جهان بیرونم

چون بی خودم از هر دو جهان افزونم

این حال که هست شرح نتوانم داد

دانم که خوشم ولی ندانم چونم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.