اوحدالدین کرمانی

شعر 29 | چون از در او هیچ مرا نیست گزیر

چون از در او هیچ مرا نیست گزیر

ای دل درِ او گیرو در آن درگه میر

زنهار ازو بادگری روی مکن

ما را درِ او بس مَه امیر و مَه وزیر

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.