اوحدالدین کرمانی

شعر 82 | این مردمک دیده سحرگه برخاست

این مردمک دیده سحرگه برخاست

برخاست صَلای عاشقان از چپ و راست

گفتم که تیمم کنم از خاک درش

دل گفت که غسل کن کنار دریاست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.