اوحدالدین کرمانی

شعر 82 | جان بر سر عشق پای فرسود ای دل

جان بر سر عشق پای فرسود ای دل

بر ما در هر حادثه بگشود ای دل

اکنون که فراق روی بنمود ای دل

زنده به کدام جان توان بود ای دل

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.