اوحدالدین کرمانی

شعر 86 | قفلی زده ام زمهر تو بر سر دل

قفلی زده ام زمهر تو بر سر دل

تا مهر دگر کسی نگنجد در دل

این طرفه تر است کار ماند مشکل

نه دل سرما دارد و نه ما سر دل

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.