اوحدالدین کرمانی

شعر 119 | فریاد از آنچ نیست و می خوانندم

فریاد از آنچ نیست و می خوانندم

زاهد نیم و بزهد می دانندم

گر زانک درون من برون گردانند

مستوجب آنم که بسوزانندم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.