اوحدالدین کرمانی

شعر 59 | تا دل زسر درد سری می دارَد

تا دل زسر درد سری می دارَد

تخم هوسی به تازگی می کارَد

یکچند زدست عشق در پا افتاد

مانا که دگر باره سرش می خارَد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.