اوحدالدین کرمانی

شعر 74 | عشقت به نظارهٔ دلم می آید

عشقت به نظارهٔ دلم می آید

تا در بندش چگونه می فرساید

گر وصل رخ تو یک نظر بنماید

بند دل فرسوده مگر بگشاید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.