اوحدالدین کرمانی

شعر 127 | در عشق تو من پای زسر نشناسم

در عشق تو من پای زسر نشناسم

روز از شب و حنظل ز شکر نشناسم

شکر از شادی شکایت از غم چه کنم

چون راحت و خیر و خیر و شر نشناسم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.