اوحدالدین کرمانی

شعر 162 | دل را طمع وصل تو می بود و ندید

دل را طمع وصل تو می بود و ندید

جان در غم تو سوده شد و سود ندید

اندر طلب عشق تو ای جان و جهان

من پاک بسوختم کسی دود ندید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.