اوحدالدین کرمانی

شعر 200 | بر آتش سَودای تو ای جان افروز

بر آتش سَودای تو ای جان افروز

آسوده نیَم چو شمع از گریه و سوز

روز از غم هجر تو بسوزم تا شب

شب در غم وصل تو بسوزم تا روز

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.