اوحدالدین کرمانی

شعر 252 | یار ارچه زمن هیچ نمی آرد یاد

یار ارچه زمن هیچ نمی آرد یاد

هست این دلم از یاد غمش دایم شاد

نیشی کز هجر بر دل ریشم زد

صد چشمهٔ خون زچشم من بیش گشاد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.