اوحدالدین کرمانی

شعر 282 | یاری که نشد مرا به فرمان همه عمر

یاری که نشد مرا به فرمان همه عمر

یک درد مرا نکرد درمان همه عمر

چون دیدم گفتمش که داری سرِما

گفتا که بلی ولی نکرد آن همه عمر

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.