اوحدالدین کرمانی

شعر 31 | ای دل غم عاشقی تو را تنها نیست

ای دل غم عاشقی تو را تنها نیست

سر نیست که سرگشتهٔ این سودا نیست

پوشیده غمی می خور و بیهوده مجوی

وصلی که سررشتهٔ او پیدا نیست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.