اوحدالدین کرمانی

شعر 59 | شمعا هستی به سوختن ارزانی

شمعا هستی به سوختن ارزانی

تا بی رخ معشوق چرا خندانی

هر چند سرت به گاز برمی دارند

برمی آری سری، زهی پیشانی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.