اوحدالدین کرمانی

شعر 66 | جا[ئ]ت سلیمان یوم العرض قبّرةٌ

جا[ئ]ت سلیمان یوم العرض قبّرةٌ

اتت برجل جراد کان فی فیها

ترنّمت بلطیف القول اذ نطقت

انّ الهدایا علی مقدار مُهدیها

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.