اوحدالدین کرمانی

شعر 37 | قصّاب چو گوشت از سر دست بداد

قصّاب چو گوشت از سر دست بداد

در پهلوی دل زد که خریدار افتاد

سالی به امید گرد ران بر در او

خوردم جگر و عاقبتم گردن داد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.