اوحدالدین کرمانی

شعر 46 | دانی که چرا سیاه گشت آن رخسار

دانی که چرا سیاه گشت آن رخسار

من باز نمایم سبب آن هشدار

او زآتش رخسار دلم را می سوخت

دود دل من درو رسید آخر کار

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.