اوحدالدین کرمانی

شعر 85 | بادا! چو رسی به زلف مشک افشانش

بادا! چو رسی به زلف مشک افشانش

در گوش بگوی این سخن پنهانش

کان شیفته را کز تو فلک دور افکند

یاد تو همی کرد برآمد جانش

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.