آشفتهٔ شیرازی

غزل 752 | مردگان را از دم عیسی حیاتی تازه بود

مردگان را از دم عیسی حیاتی تازه بود

کم ز عیسی نیستی من عظمکی دارم رمیم

هرچه جز عشق است آشفته خطا کردم خطا

غیر مدح مرتضی استغفرالله العظیم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.