اوحدی مراغه‌ای

رباعی 37 | جانا، دلم از فراق رویت خونست

جانا، دلم از فراق رویت خونست

چشمم ز غمت چو چشمهٔ جیحونست

آن خال که بر رخت نهادست، دمی

بر روی منش نه، که ببینم چونست؟

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.